الشيخ وحيد الخراساني
29
توضيح المسائل ( فارسي )
ابوشاكر ديصانى از امام ششم ( عليه السلام ) پرسيد : دليل آن كه براي تو صانعى است چيست ؟ فرمود : " وجدت نفسي لا تخلو من احدى الجهتين ، اما ان أكون صنعتها وكانت موجودة ، أو صنعتها وكانت معدومة ، فان كنت صنعتها وكانت موجودة فقد إستغنيت بوجودها عن صنعتها ، وان كانت معدومة فإنك تعلم أن المعدوم لا يحدث شيئا ، فقد ثبت المعنى الثالث ان لي صانعا وهو الله رب العالمين . " ( 1 ) چيزى كه نبود وموجود شد ، يا خود أو ، خود را موجود كرده ، يا غير أو ، اگر خودش ، خود را موجود كرده ، يا هنگامى كه موجود بوده سبب وجود خود شده ، يا هنگامى كه نبوده ، در صورت أول ، به موجود ، وجود بخشيدن است ومحال ، ودر صورت دوم بايد معدوم ، علت وجود شود ، وآن هم محال است ، واگر غير أو ، أو را به وجود آورده ، اگر آن غير مانند آن چيز نبوده وموجود شده ، حكم أو ، حكم همان چيز است . پس به ضرورت عقل ، هر چه نبوده وموجود شده ، بايد وجود آوردنده وسازنده اى داشته باشد كه عدم ونيستى در ذات أو راه ندارد . از اين رو تمام تطورات وپديده هاى جهان ، دليل وجود پديد آورنده ايست كه پديد آورنده ندارد ، ومصنوعات ومخلوقات خالقي است كه مصنوع ومخلوق نيست . ب : اگر در بيابانى ورقى پيدا شود كه حروف الفبا بر آن به ترتيب از الف تا ياء نوشته شده باشد ، ضمير هر انساني شهادت مى دهد كه نقش حروف وترتيب آنها اثر ادراك وفهم است ، واگر تأليف كلمه را از آن حروف ، وتأليف كلام را از كلمات ببيند به نسبت دقت تأليف وتركيب به دانش وبينش نويسنده ايمان مى آورد ، واز نظم ودقت گفته ونوشته بر علم وحكمت گوينده ونويسنده استدلال مى كند ، آيا تركيب يك گياه از عناصر اوليهء آن از جمله بندى يك سطر كتاب كه دليل غير قابل انكار بر علم نويسنده است كمتر است ؟ !
--> 1 . التوحيد ، صفحهء 290 .